تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
358
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
يك پله بالاتر از اين عالم است نازل شود ؛ لذا قرآن تا به اين مرحله آمده است . مراد از بطون قرآن هم همين است كه قرآن داراى عوالم سبعه است ، « 1 » يعنى در هر عالمى قرآن آن عالم از سنخ همان عالم است ، اگر پيغمبر قرآنى را كه در عقل اول است اظهار مىكرد ، هيچ كس آن را نمىفهميد مگر كسانى كه ديدهء آنها از آن آينه خيره نمىشود . و بالجمله : بطون داشتن قرآن اين است كه الفاظ براى معانى عامه وضع شدهاند و در عين حالى كه قرآن يك حقيقت است ، تمام عالم را هر مرتبهء آن كه باشد ، شامل است . منتها كسى كه از نور فقط اين نور را مىفهمد ، او فقط قشر قرآن را مىداند و آنكه سعهء لفظ و موضوع له آن را ديد ، بطن قرآن را هم مىداند . مراد از بطن اين است كه گفته شد ، نه آنچه صاحب كفايه گفته است كه مراد از بطون قرآن ، لوازم معانى قرآنيه است ، « 2 » بلكه چنان كه ما گفتيم مراد از بطون همان معانى عامه است كه به نحو حقيقت شامل همهء عوالم است ، منتها هر كس به اندازهء وسع انسانىاش نسبت به عوالم ، معانى عامهء قرآن را مىفهمد . ما چون قشرى بوديم ، قشر قرآن براى ما نازل شده است و معناى آن همان است كه گفته شد . شايد اينكه در موقع نزول قرآن از آن به حرف تعبير كردهاند كه : « إنّ القرآن نزل على سبعة أحرف » « 3 » علتش اين باشد كه ما به بطون قرآن نرسيديم و هر چه از قرآن مىبينيم غير خدا مىبينيم چون قشر عالم طبيعت هستيم . و شايد اين معنى سبب شده است كه حضرت به ابى حنيفه « 4 » فرموده است :
--> ( 1 ) - عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 107 ، حديث 159 . ( 2 ) - كفاية الاصول ، ص 38 . ( 3 ) - خصال ، ج 2 ، ص 358 ، حديث 43 ؛ بحار الانوار ، ج 89 ، ص 49 ، حديث 10 . ( 4 ) - نعمان بن ثابت كوفى ( 80 - 150 ق . ) يكى از پيشوايان مذاهب فقهى اهل سنت و امام حنفيه مىباشد . وى اولين كسى است كه بناى فقه را بر قياس نهاد و به همين سبب بارها امام صادق عليه السلام او را از اين كار نهى كرد و با او احتجاج فرمود . وى دو سال نزد امام صادق عليه السلام درس خواند و بارها مىگفت : لو لا السنتان لهلك النعمان . از شاگردان او محمد بن حسن شيبانى و ابو يوسف قاضى و از كتابهايش المخارج در فقه ، و مسند در حديث مىباشد . قبر او در بغداد ، زيارتگاه اهل سنت است .